برای رضا سقایی که امروز جاودانه شد

 

سِلام عامو،

سِلام.

سِلام دایه ی عاموم... سِلام.

خین کِردی وِ دل تووِسون

خین کردی وِ دِلِ داغِ اَفتو

تَشِ سوزِ صدات،

چه تِشنیته زخمی کِرد....

تَشِ سوزِ صدات،

چه دایه هایینه وامدار تو کِرد.

"دایه دایه وقته جنگه.......وقته دوسی با...."

هی عامو!

سورنا بی تو چه کُنَه؟

دیه سی کی بَکووَه ای دار و دُهُل؟

ایما مُردیمه بی صدات،.... ایما مُردیمه!

 

 

یادش مانا

م.ج.الف

۲۸/تیر/۱۳۸۹

موضوع انشا: ازدواج

هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است. حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاه شکايت مي کند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم آدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من

باز هم اذان

اولا یک احسنت برای جناب گردالی ازباب گذاشتن این مطلب عالی(اذان).

امابعد:

گفته اند که موسیقی در ذات کلمات وعبارات واشعار نهفته است ونه چیزی است خارج ازآنها. آن کس که قصد خواندن دارد  می بایست کاشف این نغمات والحان پنهانی باشد.در این طریق موسیقی  رودی است که  کلمات همچون آب در آن جاری میشوند. در کار خوانندگان ایرانی نمونه های جالب نظر فراوان است. فی المثل: آوازهای شجریان، غزل حضرت حافظ بامطلع:"سحرباباد می گفتم حدیث آرزومندی" در ماهور  وغزل بلند معنای "بگذارتامقابل روی توبگذریم" ازاستاد  سخن سعدی  در دستگاه نوا-مرکب خوانی.ویا مثلا این غزل سعدی:"لاابالی چه کند دفتر دانایی را" که مرحوم اقبال آذر آنرا در نوا خوانده اند(این آخری رابسیار دوست میدارم).

 آدمی وسوسه میشود به این که شاید این فرمانروایان ساحت سخن خودشان در همین دستگاه ها شعر سروده اند! اما آنجا که پای اذان در میان می آید موضوع حادتر ومهم تر میشود. نمیتوان عبارات اذان راکه شامل اسم جلاله حضرت حق،شهادتین،اقرار به توحید و... است رابا هر صوت و لحنی خواند. بااین حساب به زعم نگارنده اذان های اول تاسوم باوجود جالب نظر بودن، موسیقی وصوت تحمیلی خارج ازعبارات اذان رادارند. شاهد هم تحریرهای اضافی است که بعضا توی ذوق شنونده میزند.

در قیاس بااین سه اذان، اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی(ره) نمونه ایست عالی از نسبت شایسته میان موسیقی وکلمات. به نظر میرسد این گونه اذان گفتن از "عالمی دیگر" به ضمیرپاک وزبان ایشان افاضه شده است. مگر نه اینکه حضرت مولانا میفرماید:

بانگ گردش های چرخ است این که خلق

می نوازدشان به تنبور وبه حلق

ماهم ازابناء آدم بوده ایم

در بهشت این بانگ هابشنوده ایم

 (جالب توجه اینکه مرحوم اردبیلی به هنگام ضبط اذان روزه بوده اند.)

اما در مورد اذان آخر...چه میتوان گفت...؟!!

(بین خودمان بماند،اگر اینجاوآنجا زیاد از "نشانه های آخرالزمانی" شنیده ایم،گمان نبریم که این نشانه ها چیزهای عجیب وغریبی هستند فراتر از فاهمه ما. همین چیزهای دم دستی خبر از آن نشانه ها می دهند:دیروز خواندن قرآن با آهنگی مبتذل وسخیف، امروز اذان گفتن باریتمی لس آنجلسی وفردا لابد...!)

جماعتی هستند که نوگرایی برایشان اهمیت دارد ولو به هرقیمت. البته نوآوری ممدوح است اما به شرط داشتن "بینش ودانش".

باید پناه برد"برب الناس" از "شر الوسواس الخناس"!!

 

 

اذان

سلام

دیروز داشتم توی اینترنت دنبال تصنیف  ((چه شورها)) که البته همه به نام ((از خون جوانان وطن ))  می شناسیمش ، می گشتم  که اتفاقی به یه چیز جالب برخوردم.

یه سری اذان  ایرانی! !

البته جالبتر از اون افرادی بودن که این اذان هارو با لحن ایرانی و در دستگاهها و گوشه های مختلفی خونده بودن.

اولیش  موذن مظفردین شاه بود!!!     اسم این بنده خدا ابوالحسن دماوندی  که صداش روی صفحات گرامافون ضبط شده و  توی بیات ترک خونده شده .

نفر بعد تاج اصفهانی که فکر می کنم مربوط  به دوره  قاجار باشه.  اینم بیات ترکه . 

بعدی آدم جالبیه!!  معمار، شهرساز ، نقاش و موسیقی دان بوده  و اتفاقا چهره بسیار جالبی هم داره !! عطا الله امیدوار  

این یکی توی دستگاه  چهارگاه و در گوشه منصوری خونده     

.

نفر بعد ی رحیم موذن زاده اردبیلی که سال 1334 خونده که توی دستگاه  بیات ترک و در گوشه روح الارواح خونده شده. که به نظر اکثر مردم بهترین اذانیه که تا حالا خونده شده. شجریان در باره مرحوم موذن زاده این جمله رو گفته: او دستگاه عظيم بيات ترك را در 5 دقيقه خلاصه كرده است. 

بعد از موذن زاده افراد دیگه ای هم مثل صبحدل ، آقاتی و... اذان گفتن  که البته هیچ کدوم به موفقیت موذن زاده نریسدن.

این وسط اذان  محمد کاظم زاده هم جالبه  که تم غربی داره  که در فواصل گام فری ژین از دل چند دهه مداحی با الگوی موسیقی غربی و پاپ ایرانی از نوع لس آنجلسی بیرون اومده.

پیشنهاد می کنم این اذان هارو گوش کنید به پدران مروسی هم بدید  گوش کنن و بعد نظرشونو توی وبلاگ بنویسید!!

مطمئن باشید چیزای جالبی می شنوید!!!

(روی اسامی کلیک راست کنید و گزینه save target as رو انتخاب کنید)

عطاالله امیدوار

تاج اصفهانی

دماوندی

موذن زاده

محمد کاظم زاده

 

کوله پشتی

سال های گذشته هروقت می خواستیم بریم کوه تمام فکرم این بود که کوله پشتی ندارم.

همیشه ازکسی می گرفتیم و می رفتیم کوه و حسابی خوش می گذشت.

مخصوصا اون  سفر گهر که واقعا به یاد ماندنی بود و با جمعی از مروسی ها همسفر بودیم.

بعد از اون سفر یه کوله پشتی خریدم تا هروقت که می خوایم بریم کوه دیگه دغدغه ی کوله نداشته باشم.

حالا کوله دارم ولی همسفری برای کوه ندارم

کاش کوله نداشتم!!!!!

ما فکر می کنیم که خیلی سخت است!

همواره نسل جدید بخشی از اضطرابها، استرس ها، سخت اندیشی ها، تنبلی ها و ده ها خصلت بد نسل پیشین خود را به دوش می کشد. کما اینکه خصایص نیکو و بهین نیاکانمان نیز همواره با ماست. راست اندیشی، درست کرداری، نیکو صفتی، کسب روزی حلال و .... از این جمله اند. موضوع اساسی این است که خصایص نیکوی گذشتگان با گذر زمان ممکن است در وجود ما -به عنوان نسل جدید- کم رنگ و کم وزن شود اما در مقابل صفات بد شدت بیشتری گرفته، رسوب کرده و یک نسل دیگر هم ادامه یابد.

سخت نیندیشیم، از هر مسئله یک کلاف سر در گم نسازیم. گذشته رفته است، آینده هم هنوز نیامده، امروز را تحلیل کنیم و درست تصمیم بگیریم. هر مسئله یک راه حل دارد و هیچ کس به جای برگه پاسخنامه، برگه سوالات را به مراقب تحویل نمیدهد! در نظر سنجی شرکت کنید. خواستید برای نظرتان هم استدلال بیاورید.

 

 

مدیر بحران زده

دیگر خداحافظ فوتبال عزیزم!

جام جهانی داره به روزهای آخر خودش نزدیک میشه. سر و صدای وووزلا و توپ غیر عادی و سبک جابولانی و تصاویر زیبای اون هم داره به پایان میرسه. دریغ که ایران نبود. ولی یک ماهی سر کار بودیم. یک ماهی به عشق بازی ها از سر کار یا درس آمدیم و نشستیم پای تلوزیون. دیگه داره تموم میشه و تا ۴ سال بعد یعنی سال ۱۳۹۳ از اون خبری نیست. راستی چهار سال دیگه کجایید و چکار می کنید؟ اگر دوست داشتید جواب بدهید.

 

 

مدیر فوتبال زده!

ولادت با سعادت حضرت علی(ع)و روز پدر مبارک

 روز پدر بر تمام پدران مروسی و صد البته پدران آینده مروسی مبارک باد

همچنین فرا رسیدن ایام اعتکاف نیز بر تمامی معتکفین مروسی مبارک

روز سیزدهم ماه رجب مصادف است با :

ولادت با سعادت امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در سال ۲۳ ه . ق مطابق با سال ۳۰ عام الفیل

اعمال ویژه ی شب و روز سیزدهم رجب چنین است:

در شب سیزدهم دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، سوره ی یس، ملک و اخلاص خوانده شود مستحب است.

اعمال ویژه ی روز سیزدهم عبارتند از:

۱ ـ روزه

۲ ـ اعمال ام داوود

 

گاهی گمان نمی کنی و می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

در این ایام مبارک ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید مروسی ها

التماس دعا