سحر خانم

سحر خانم لالا کرده....

از مروسیان عزیز خواهشمندیم از طبع شاعری خود استفاده کرده و این عکس زیبای سحر خانم را توصیف نمایید...



IMAG06082.jpg

یک عکس یک خاطره

سلام لطفا نام ببرید:

از راست به چپ:

سحر

شلام اینارو مامانی خدا قشنگه بافته


 


یااباالفضل


صدای عمو محمود

http://www.uploadkadeh.com/file/27500/voice-003.3ga.html

سلام 

با تشکر از عرفان که صدای گرم عمو رو گذاشت توی وبلاگ،

من هم دوست داشتم این زبان حال حضرت زینب رو با صدای بابا برای همه ی مروسی های عزیز بذارم.

التماس دعا

سحر ده روزه شد

سلام خاله ها و دایی های عزیزم

منم اومدم..........

اینم عکسهای خودم و خواهرجونم


.jpg

بقیه تصاویر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

این هشت نفر

این خانواده کدام یک از نامزدها را انتخاب می کند؟؟؟؟؟


8697261065565731483.jpg

بقیع

 

رازها داری درون سینه پنهان ای بقیع
نیست چشمی که نباشد بر تو گریان ای بقیع
گر شود روزی سکوت خویشتن را بشکنی
هستی از غم می شود بی تاب و حیران ای بقیع
لاله و یاس و شقایق پرپر از باد خزان
خفته در آغوش تو از باغ جانان ای بقیع
مجتبی دلبند زهرا با دل صد چاک او
گشته از زهر جفا نزد تو مهمان ای بقیع
باقرالعلم النبی و صادق و سجاد را
همچو جان بنموده ای در خویش پنهان ای بقیع
خلق می گویند زهرا خفته در آغوش تو
ریخته بر روی تو اشک فراوان ای بقیع
ای زمین مهمان نوازی کن شکسته پهلویش
پشت درب خانه از بیداد عدوان ای بقیع
بازوی او زخمی و رخساره اش باشد کبود
رحم کن قلب پیمبر را مسوزان ای بقیع
حضرت پیغمبر از نزدیک باشد ناظرت
بیش از این هرگز مکن او را پریشان ای بقیع
روزگاری گنبد و گلدسته هایی داشتی
آب بستند و تو را کردند ویران ای بقیع  درب های تو برروی زائرانت بسته است
نیست راحت بهر دیدار تو مهمان ای بقیع
کاش می شد مهدی زهرا زغیبت می رسید
تا که می شد جلوه گر آن قبر پنهان ای بقیع
عالم امکان رها می شد زجور ناکسان
خاک کویت می شد از نو چون گلستان ای بقیع
گرچه داری قلبی از آتش فروزانتر ولی
می شود هر قلب سوزان در تو درمان ای بقیع
ای نگین حلقه ی عالم زغربت غم مخور
عاقبت روزی شود رنج تو پایان ای بقیع

التماس دعا

عرض تبریک

با سلام

ورود آقا مرافه را به مقطع دکتری تبریک عرض نموده و برای ایشان از صمیم قلب آرزوی پیشرفت و خدمت به مروس و مروسیان داریم......

بسی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی مسروری ی ی ی ی ی ی م..........

شایان ذکر است ایشان هم با آزمون و هم بدون آزمون در این مقطع پذیرفته شده اند.

ما به داشتن اینچنین برادری بسی ی ی ی ی ی افتخار می کنیم........

 

 

همچنین ورود آقا عرفان را به جمع فرهنگیان و فرهیختگان تبریک عرض نموده و ازاینکه ایشان ادامه دهنده ی راه بزرگان مروس هستند بار هم بسی مسروریم....

.

.

.

مروسیان عزیز پاییزتان مبارک

زندگیتان به زیبایی رنگهای پاییز

 

شب یلدا

یلدا دختر سیاه موی بلند بالا،یادگار نام وطن،میوه ی پاییز ایران و عروس زمستان،در راه است.اورا بر سفره ی مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم و ایرانی بودن را فراموش نکنیم و بدانیم:

شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان را بهار زندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان از سنت ایرانیان است

بسی مسروریم...........

dez1rd9mlm9at02xnit.jpg

هندوانه هم بسی دوست داریم....

9p175vjcic6d11c0t8h.jpg

 

امتحان هم بسی داریم ........هر شب هم شب یلدا داریم.......

وبلاگ هم داریم..........

.

.

.

..........

زمستان خوبی داشته باشید

بلاخره بابا مامانم رفتن مکه.....

با سلام و درود فراوان

فکر می کنم سرمای هوا روی وبلاگم تاثیر گذاشته....انشاا... که گرمای بخاری ها روش تاثیر بذاره و دوباره داغ داغ داغ بشه.......

این روزها همش در حال و هوای حج و حاجی ها و امانتی شون (جناب آقای علیرضا ) هستیم، اگرچه همه چی به عهده ی مامانی (خداقشنگه ) است.

راستی کاروانشون خیلی با کلاسه ها.....عکساشونو گذاشته توی وبلاگ به آدرسه:

hajjejamil.persianblog.ir

اون هفته که رفتم خونه عکسارو بردم نشون علیرضا دادم؛تا منو دید گفت:

بلاخره بابا مامانم رفتن مکه.....

 وقتی باباشو دید که کچل شده حسابی خندید و گفت:

بابا حمیدرژای کچل..........حالا مامانمم کچل شده؟...........

گفتم :نه خاله، فقط مردا کچل میشن

گفت:

فکر کنم مامانم موهاش فرفری شده!!!!!!!!!!

(حالا مکه و موی فرفری چه ربطی دارن !!!!!!!!!!فقط خودش میدونه)

گفنم:علیرضا میدونی مامان و بابات چند روز می مونن؟

گفت:

آره .........یه ماه ..........میدونی یه ماه چند روژه؟.......شی روژه.......شی روژ....

 

ایشاا... که این سفرها قسمت همه ی مروسی ها بشه

زمستان

مروسی های عزیز سلام

بعد از کلی انتظار....

اراک هم برفی شد.

والبته برگه های  امتحانات هم مانند برف ها سفید!!!!!

 

این درخت همسایه...

این موزه مفاخر...

اینجام خیابان ماست........

 

کوله پشتی

سال های گذشته هروقت می خواستیم بریم کوه تمام فکرم این بود که کوله پشتی ندارم.

همیشه ازکسی می گرفتیم و می رفتیم کوه و حسابی خوش می گذشت.

مخصوصا اون  سفر گهر که واقعا به یاد ماندنی بود و با جمعی از مروسی ها همسفر بودیم.

بعد از اون سفر یه کوله پشتی خریدم تا هروقت که می خوایم بریم کوه دیگه دغدغه ی کوله نداشته باشم.

حالا کوله دارم ولی همسفری برای کوه ندارم

کاش کوله نداشتم!!!!!

جای همه ی مروسی ها خالی

این عکس هایی که می بینید خودم گرفتم....

روز اول حرم به این خلوتی بود....

بازم میگم که جای همه ی مروسی ها خیلی خیلی خالی بود...

وحالا خانه ی ما

درود و دو صد بدرود خدمت بزرگواران مروس و با عرض پوزش به دلیل غیبت بسی طولانی ...

اگر از امتحانات بگویم بسی اشک است که جاری شود و ما هم که طاقت اشک های مروسیان را نداریم..

همان خانه را مشاهده نمایید بهتر است...

مناسبت ها...

آقا جان آقا...

با سلام و درود ودو صد بدرود خدمت همه ی مروسی های باحال ....

روز عرفه و عید قربان و روز نیروی دریایی و ازهمه مهمتر تولد خودم مباااارک.

پس به مناسبت این همه مناسبت (تکرار در این جا جایز است)....

دست و هوووووررااااا.......

من و داداشم چون خیلی وقت بود همو ندیده بودیم به مناسبت تولد من با هم یه عکس یادگاری انداختیم:

شلوغ پلوغ

سلام اول از همه مروسی ها عذر خواهی می کنم ...

خیلی خیلی خیلی منو ببخشید............

شلوغی صبح و بدو بدوی رسیدن به اتوبوس های سردشت.....

رفتن و رفتن و رفتن تا رسیدن به سنجون و دیدن تابلوی دانشگاه.........

تازه اول مصیبت شروع می شه........

خدمت مروسی ها عرض کنم که این روزها در حال دست و پنجه نرم کردن با فیزیک ۲ وفیزیک۳ و ریاضی ۲ وآزهای ۲و۳و.........هستم.

فقط وقتی خستگیم در می ره که وبلاگمونو می بینم....

به افتخارهمگی هووووووووووووووووورررررررررررررررااااااااااااااااااااااااا

دست دست دست  شله شله شله..........