وقتی غزل و سحر پیشم بودن

پیوست به پستی که  خاله خاتون گذاشته جهت  کمک به  سرودن  اشعار بیشتر

 

 

 

 

دلم خیلی تنگ شد

 

بغضم شکست و دلم رفت

به خیمه سبز خیابون صاحب الزمان (عج) و محرم اون سالا

که شکوفه های درختای میوه تو حیاط هیئت

از گرمای طنین صدای نوحه های نوحه خونهایی مثل حاج عموی بزرگ

گل کرده بودن

بغضم شکست و دلم رفت

به دویدنای توی بلوار جهاد و

انتظارای جلوی در خونه عمه اینا

کنار مسجد امام رضا (ع)

واسه یه لحظه شنیدن صدای حاج عموی کوچیک

بغضم شکست و دلم رفت

برای جمع شدنامون کنار در مسجد صاحب الزمان (عج) و

شنیدن یا عباس یا سیدی گفتنای بابا

دلم خیلی تنگ شد ...

 لینک دانلود   (نوحه حضرت علی اکبر و امام حسین (ع) بابا )

 

برای فایل های صوتی صدای نوحه حاج عمو ها ممنون

اجرتون با سیدالشهدا

التماس دعا

 

 

روز معلم مبارک

روز معلم به تمام معلم های عزیز این خانواده مبارک

 

حروف درس الفبا ی ما معلم بود
تمام صحبت ما یک صدا معلم بود
به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
شروع نام خدابود، تا معلم بود
نگاه روشن دنیای کودکی هایم
به خشم و بوسه ی مادر و یامعلم بود
خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
و جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود
قسم به نام پیام آوران آگاهی
تمام درد بشر را دوا معلم بود
شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
سه تیغ مهر و سنگ بلا معلم بود
به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود
به هیچ زندگی و پوچ مرگ ،معنا داد
تمام بود و نبود شما معلم بود
به وقت گوش نهادن نشسته شاگردیم
در اوج خستگیش هم به پا معلم بود
هنوز پرسش بی پاسخی که می خواند
معلم عشق خدا یا خدا معلم بود؟


علیرضا الیاسی

گردالی سرباز شد

گردالی هم رفت سربازی تا جاش توی خونه خیلی خالی باشه

بهار بهار


بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنايي ؟
صدات مياد ... اما خودت كجايي
وابكنيم پنجره ها رو يا نه ؟
تازه كنيم خاطره ها رو يا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از قصل شكفتنم كرد
بهار اومد با يه بغل جوونه
عيد آورد از تو كوچه تو خونه
حياط ما يه غربيل
باغچه ما يه گلدون
خونه ما هميشه
منتظر يه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
خواب و خيال همه بچه ها بود
آخ ... كه چه زود قلك عيديامون
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسي ديگه آشنا كرد
يه حرف يه حرف ‚ حرفاي من كتاب شد
حيف كه همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
كه صبح تا شب دنبال آب و نون بود

(محمد علی بهمنی)

فصل شکوفه های بهار نارنج مبارک

 

 

وقتی این جا هم برف ببارد!؟

با سلام بر اهالی مروس

یک سالی گذشت تا برگشتم !

بارش بی وقفه و چندین میلیمتری برف در سطح شهر این جا و سرمایی هم چون سیبری با چند درجه پایین تر از ۲۰ درجه بالای صفر به شدت من را به یاد شب های برفی در ولایتمان انداخت

علی الخصوص شب های برفی قبل از امتحان های بی خود و بی جهتی تقویتی ریاضی

که از سر شبش با شروع بارش به همراه گردالی و پیک نیک یا همان  به قول عمو خان جانتان پک نیک یا تک نیک یا  حالا هرچی ...

 دست های از شدت سرما سرخ شده ما ن را گرم می کردیم و در حیاط خانه به درست کردن غار می پرداختیم

دست آخر تا  خود صبح فرمول ریاضی بود که بر سر می کوبیدیم و سر صبحی هم برای غافلگیری مکبر محترم  وصد البته خوش صدای مسجد محله با دندان های دستی اش قبل از اذان نماز می خواندیم و کنار تلفن چنباتمه می زدیم به انتظار بوقی بقی تقی ... و خوشحالی شنیدن خبر تعطیلی و لغو امتحان

دوستان این جا بسی بر ما لطف دارند و بارش این الطاف الهی (برف )را به دلیل آمدن اهالی این خانواده ما به شهرشان می دانند و بسیار شادی ها می کنند در خیابان از همه قشر

فکر می کنم این روز ها گرفتن امتحان برای تمام اصناف اجباری شده و صد البته در تمام رده های سنی که چنین با بارش برفی عمیق همه به شادی می پردازند

به گمانم!؟...

شادی هایتان به تعداد دانه های بلورین برف نه در این جا که در ولایتمان

انتها نوشت:

اعکس بالا متعلق است به روستایی در نزدیکی و چند کیلومتری این جا که جایتان خالی با دوستان برای پیمودن ارتفاعات اطرافش به آنجا رفته بودیم و راستکی برف داشت ها

هوا هم در شهر کمی نا جوانمرانه سرد شده البته

 

فصل عزا

سلام بر تو و نيزه اي که حامل توست

به محملي که درونش تمامي دل توست

سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت

نگاه غم زده ي زينب پريشانت

دشت پر از ناله و فريادبود

سلسله بر گردن سجاد بود

فصل عزا آمد و دل غم گرفت

خيمه دل بوي محرم گرفت

زهره منظومه زهرا حسين

کشته افتاده به صحرا حسين

آه از آن لحظه که بر سينه ات

بوسه نشاندند لب تيرها

آه از آن لحظه که بر پيکرت

زخم کشيدند به شمشيرها

آه از آن لحظه که اصغر شکفت

در هدف چشم کمانگير ها

آه از آن لحظه که سجاد شد

همنفس ناله زنجير ها...

(بخشی از شعر مرحوم محمد رضا آغاسی)

التماس دعا

خوشحالییییییییییییییییییییم بسی!

با سلام

بسیار مسرور شدیم از خبرهای خوب رخ داده در مروس

انشاءالله که ادامه دار خواهدبود(قابل توجه پسران مروسی)

و بسیار شادمان گشته و جیغ ها کشیدیم از دیدن تصاویر مامان و بابای علی رضا خان

در جمع زائرین خانه خدا اشاءالله قسمت باقی مروسی ها (با تشکر از خاله خاتون عزیز)

در این دیار غربت و در میان این مردم خوش زبان در فاصله ای نه ساعته از شما  زیر باران جایتان را خالی می کنیم

 

روز مادرمبارک

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمانی یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن
(فریدون مشیری)
سوم خرداد ماه میلاد با سعادت حضرت زهرا(س)و روز مادر
به تمام مادران مروسی مبارک
 
 
 
 
 
 
تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمانی یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !
 
 

می خوانمتان

تیک تاک

تیک تاک

تیک...

عقربه های بی حوصلگی در حرکت اندو

هوای خواندن ابریست

شب از نیمه گذشته و طلوع سپیده نزدیک

این روزها درس خواندنی بی انگیزه به سخت ترین کار دنیا می نماید و مجال می خواهد و فکری آزاد

اهالی مروس سلام!

نبودم و سخت جویای کار و هم چنان هم

فرصتی دست دهد

چند خطی از کتاب مرور می کنم و روح و جسمی به ورزش آرام

با این همه نوشته هایتان را دنبال می کنم  و ممنونم از همه نویسندگان مروسی

همیشه شادباشید و و رزشکار

ولادت با سعادت حضرت علی(ع)و روز پدر مبارک

 روز پدر بر تمام پدران مروسی و صد البته پدران آینده مروسی مبارک باد

همچنین فرا رسیدن ایام اعتکاف نیز بر تمامی معتکفین مروسی مبارک

روز سیزدهم ماه رجب مصادف است با :

ولادت با سعادت امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در سال ۲۳ ه . ق مطابق با سال ۳۰ عام الفیل

اعمال ویژه ی شب و روز سیزدهم رجب چنین است:

در شب سیزدهم دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، سوره ی یس، ملک و اخلاص خوانده شود مستحب است.

اعمال ویژه ی روز سیزدهم عبارتند از:

۱ ـ روزه

۲ ـ اعمال ام داوود

 

گاهی گمان نمی کنی و می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

در این ایام مبارک ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید مروسی ها

التماس دعا

 

لیله الرغائب

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب گویند

که در این شب ملائك بر زمین نزول  كنند

برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود.

در اینجا  حاجتت را از خدای متعال درخواست کن

باشد که به استجابت برسد

 

عزیزان مروسی سلام!

با شب آرزو ها برگشتم

بهترین آرزوها را برایتان به دست فرشته ها سپرده ام

 امشب نگاهتان به آسمان باشد

التماس دعا

وای و مگر که امشب است شام غریبان حسین

 

بر نعش حسین امشب

گریه می کند زهرا

بر بی کسی زینب

ناله می کند زهرا

 

سلام بر حسین

کشته فتاده به خون

سلام بر دستان بریده

 ابولفضل

سلام بر دل پریشان

زینب

سلام بر بی تابی

رقیه

سلام بر لبان خشکیده

باب الحوائج

سلام بر گلوی بریده

اصغر

سلام بر ناله های تب دار

زین العابدین

السلام علیک یا...

اجرکم عند الله

التماس دعا

 

عزاداریتان مقبول درگاه حق مروسی ها

برو بچه های دانشجوی مروسی روزتون مبارک

 

سلام بر اهالی عزیز دانشجو و دانشجو پرور مروسی

روزتون مبارک به شدت

یک شعر از یک بنده خدا به چشمم خورد که دیدم خالی از لطف و بی مناسبت

 نیست بنابر این گفتم برای شما هم بگذارمش امیدوارم خوشتون بیاد

که  یک دستکاری در اشعار سپهریه

با تقدیم احترام

 

اهل دانشگاهم / روزگارم خوش نیست


ژتونی دارم من / خرده پولی در جیب / سر سوزن هوشی


دوستانی بهتر از شمر و یزید /


و اتاقی که همین نزدیکی است پشت آن کوه بلند


اهل دانشگاهم / پیشه ام گپ زدن است / گاهگاهی می نویسم تکلیف / می سپارم


به شما تا بدین نمره بیست / که در آن زندانی است / دلتان تازه شود


چه خیالی چه خیالی / خوب می دانم دانشم کم عمق است


اهل دانشگاهم / عشق از پنجره ها می گیرم / همه ذرات مخ من / متبلور شده است


درسهایم را وقتی من می خوانم / که خروس / می کشد خمیازه / مرغ و ماهی خوابند


خوب یادم هست / مدرسه باغ آزادی بود / درسها را آن روز / حفظ می کردم در خواب


امتحان چیزی بود / مثل آب خوردن / خوب یادم هست / درس / بی رنجش می خواندم


نمره / بی خواهش می آوردم / تا معلم پارازیت می انداخت / همه غش می کردند


 / درس خواندن آن روز / مثل یک بازی بود


 در دانشگاه / من کلاسی دیدم / یک عدد صندلی خالی داشت / من کسی را دیدم


که از داشتن یک نمره ده / پشت دانشکده پشتک می زد/ اتوبوسی دیدم / کسی از روزنه


 پنجره می گفت کمک سفر سبز چمن تا کوکو / بارش اشک پس از نمره تک / جنگ آموزش


 با دانشجو /جنگ دانشحویان سر ته دیگ غذا / حمله درس به مخ / حذف یک درس به



  فرماندهی رایانه/ اهل دانشگاهم / نیستم دانشجو / کارت من گم شده است / من به

  مشروط شدن نزدیکم /من در این دانشگاه / در سراشیب کسالت هستم


خوب می دانم / اتوبوس کی می آید / خوب می دانم / برگه حذف کجاست


هر کجا هستم / باشم / تریا نقلیه دانشکده / از آن من است


رختها را بکنیم / پس ورزش بدویم / توپ در یک قدمی است/ و بدانیم اگر سلف نبود /


 همگی می مردیم /و بدانیم اگر نقلیه یک روز / نمی آمد / همگی می ماندیم / و بدانیم


  اگر جزوه استاد نبودهمه می افتادیم /و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم / و نپرسیم که

  در قیمه چرا گوشت نبود /و اگر بود چرا یخ زده بود


بد نگوییم به استاد اگر / نمره تک آوردیم


کار ما نیست / شناسایی مسئول غذا / کار ما شاید این باشد


که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته !... شناور باشیم

 

 

متن :

برف اومد

گوله گوله داره برف میاد

شب ِ هو دوو بیروو دوو دودو

از آسمون برف میاد

شب ِ هو دوو بیروو دودو

یار میاد ...

خاک وَچووک

جاتون خالی اینجا داره برف میاد

خووووووووووووووووو

سسسسسسسسسسسسسسفت

 

از طرف بروبچه های مروسی

خاتون عزیز ایشالا هزار ساله شی

صعود

 

مسیر هر قدر صعب

                 صعود را ادامه بده

شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد

پشت سر می گذاریم همه مایه های دلتنگی را و رو می کنیم به آن وسعت بی واژه که همواره ما را می خواند

و قدم در مسیر پیمودن کوه می نهیم

و این جاست که همه زیبائی ها یک جا با هم جمع اند

پ.ن:امروز خدا رو از روی قله بسیار زیبا، فنی و خشن لجور شکر کردیم و با بچه های تیم کوهنوردی دانشگاه گلگشتی در طبیعت زدیم جای همه مروسی ها خالی دعای عرفه ما از روی کوه بود

عیدتون مبارک

 

اومد اون روز

 

سلام خدمت همه عزیزان مروسی 

 

شد که بشه و اومد اون روز که میزبان یکی از مروسی ها باشم

جای همتون خالی به همراه خاتون و عمو خان جانشان یک تک و پانکی به نمایشگاه صنایع دستی زدیم و جیب ها رو حسابی تکوندیم و خلاصه ترکوندیم

خوش گذشت و همچنان در کنار هم تا پاسی از شب در حال نخوچی خورانیم برای اساتید محترم و صحبت علمی صد البته

هوا هم  این جا به شدت ناجوانمردانه سرد ه و همین بس تا اشعار زیبای اخوان  در ذهن مرور بشه( مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین...) ولی دریغ از دانه ای برف برای دل خوش کنک همیشگی زمستانه

این عکس هم از بزرگترین گیوه بافته شده است که در نمایشگاه برای بازدید عموم بود

آمدیم بعد از یک وقفه

سلام بر اهالی محترم مروس

سرمان شلوغ بود و اوضاع عجیب به هم ریخته

در ابتدا جای کربلایی های عزیز مروسیمان خالی نباشد

ما که سعادت نداشتیم بدرقشان کنیم

انشا اله روز استقبال جبران می کنیم

خدمتتان عرض کنم که

جنب و جوش و هیجان دوباره بچه های تیم و نگاه های امیدوارانه مسئولین  محترم ورزش دانشگاه

ساعت های مانده و داغان تمرین در روزهای خالی از مرد سالن های دانشگاه

نبود توپ و غیب شدن های ناگهانی مسئول باز گشائی درب های سالن دانشگاه

پایاه مهلت تحویل پروژه به مدیر گروه محترم دانشگاه که هر چندین هزار سال نوری هر چند برای دقایقی دانشگاه به قدوم مبارکشان گلباران می شد

عضویت های اجباری از سر علاقه در کانون های مختلف دانشگاه

کاغذ بازی های اداری و انتظار های پشت باجه های خلوت بانک دانشگاه

هماهنگی های کو هنودی دانشگاه و بیلبورد ها وچرخیدن  های تفریحی و پاس شدن در اتاق های اداری دانشگاه

ثبت نام کلاس های فوق برنامه مرتبط به دلیل زیادی وقت در خارج از دانشگاه

هزارو یک گرفتاری و بد.. دیگر و ...غیز دانشگاه

ولی در نهایت با دست پر آمدن و تحویل گرفته نشدن

سوم شدن در میان۱۴تیم

در نهایت برگشتیم و هستیم خدمتتان حالا

شکوایه به زبان مروسی

 

عطف به پستی که غزل عزیزم گذاشته بود

ارادت داریم

 

نونیم چطو کنیم

پاک مونیم

پالتو مِپوشیم خو، تش مِریم

دِرش میاریم در...لرزه مِریم

پوتینانه مو کنیم پا

افتو میا در مِرنمون مسخره

ا نکونیمشون پا مِرش بارون

موکونمون دِ خره

مونیم چه واتمون کنه

بچم شما ا سر دِر میارید در

خلاصه یه هم فکری کنید...

 

اولین متنم رو به زبان شیرین مروسی نوشتم راستش دلم نیومد این مشکل  روزانه هر روز این روزامو(چی شد)

به شیوه مروسی ننویسم

شاید فرجی شد مام فهمیدیم چی بپوشیم بریم دانشگاه تا نگن با آفتاب از ...در میایم

والاه

کار وِت نارِم کار وِم داری...