سحر خانم

سحر خانم لالا کرده....

از مروسیان عزیز خواهشمندیم از طبع شاعری خود استفاده کرده و این عکس زیبای سحر خانم را توصیف نمایید...



IMAG06082.jpg

پیر شده پیس

در میان مروسیان واژگان زیادی وجود دارد که در هیچ کتابی معانیشان ذکر نشده .

از لغت نامه دهخدا گرفته تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا فرهنگ عمید.

شاید به این دلیل که ((کلمات)) به تنهایی قادر به رساندن مفهوم نیستند و نوع میمیک چهره در تغییر معنی آنها تاثیر بسزایی دارد!

در این میان واژه ی ((پیرشده ی پیس )) از محبوبیت خاصی نزد مروسیان برخوردار است. 

زمانی که هنگام ادای این واژه کمی به پیشانی چین بیاندازید و چشمانتان را کمی تنگ کنید و دهانتانن را قدری گشاد ، مخاطب خود را به نوعی تحقیر کرده و تنبلی وی را به صورت کاملا واضح به رخش کشیده اید! 

که در این لحظه این واژه نه به معنای پیر شده است و نه پیس!! بلکه نشانه ی این مطلب است که فرد مورد نظر خرابکاری انجام داده که قابل اغماض است ! 

فرد مورد نظر در این لحظه با لبخندی کمرنگ پاسخ می دهد و باقی حاضران در صحنه بی رحمانه و با صدای بلند قهقه سر میدهند! 

گاهی پس از ادای واژه ((پیر شده ی پیس)) صدای(( ایهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی)) 

به صورت رسا و کشیده شنیده میشود که در این لحظه فرد مورد خطاب هم همراه باقی حاضران قهقهه سر میدهد. 

گاهی واژه پیر شده بدون پسوند پیس گفته می شود که نشانه خوبی نیست!

در این مواقع خطای جدی از یکی از مروسیان سر زده که پسوند پیس از واژه ی پیرشده حذف گردیده و چهره ی گوینده بسیار عصبانی و وحشتنک شده است. فرد مورد خطاب معمولا فرار را بر قرار ترجیح میدهد. 

هیچ منطقی در این زمان جوابگو نیست و رسیدن به صلحی پایدار بسیار بعید است ! حتی بعید تر از به نتیجه رسیدن  مذاکرات ژنو ! 

((پیر شده )) گاهی به صورت عادی و با حالتی مخلوط از ترحم و نوع دوستی و افسوس ادا می شود که معمولا گوینده هنگام بازگو کردن خاطرات گذشته از این حالت استفاده می کند. و باقی حاضران همه با هم افسوس می خورند!

گاهی ((پیر شده)) همراه با صدای بلند و خنده ادا می شود و مخاطب آن فردی است که در جمع حضور ندارد. فرد گوینده با صدای بلند خاطره ای را تعریف کرده که نقش اول آن همان ((پیر شده )) است و باقی مروسیان با این که آن خاطره را ده ها بار شنیده اند مشتاقانه منتظر پایان خاطره میمانند و آن گاه همگی به اتفاق منفجر می شوند!! 

در این لحظه در بیشتر مواقع یکی از مروسیان با خنده این واژه ی طلایی را مجددا تکرار می کند و می خندد :

پیر شده ی پیس هار هار هار هار!!

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> 

پ.ن: 

بنده برگشتم :) 

بدین وسیله از فرصت استفاده کرده و از تمامی مروسیان عذر خواهی کرده و بابت رفتگان جمع تسلیت و به جمع پیوستگان تبریک میگویم .

به خصوص به حامد و همسر گرامیشان  و نرگس خاتون و همسر گرامی 


سحر

شلام اینارو مامانی خدا قشنگه بافته


 


یااباالفضل


مــشـــــاعــره مروسی !

آقاجون بیاید تو نظرات شروع کنید بنیم !

اَی اوفیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

اَی اوفیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

باوامنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

تولدم مبارک

اهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووییییی

تولدم مبارَ َ َ َ َ َ َ َ َ َ  َ َ َ َ ک

هوووووووووووو

هوو

هوووووووووووو

هوو

هارای هارای های
هارای هارای های

سکو ها
ااهوووووووووووووووی


قیامت دِر باباااااااااااااااااااااا.....!!!!!



پاک خراو کردیم !!!
هوووووووووووووو
هووووو

مشمول خدمت !




خدمت مروسی های عزیز عرض کنم که 10 روز دیگه برای دوران آموزشی به پادگان یزد خواهم رفت.
همونجایی که اوسا بود !

به خـط کـــــــردن تراشــیدن ســـــرم را       لـــبـــاس آشــــخـــــوری کـــردن تـنــــــم را

سرم را سرسری نتراش ای استاد سلمانی      که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی !

      

ازدواج آسان




وقتی این جا هم برف ببارد!؟

با سلام بر اهالی مروس

یک سالی گذشت تا برگشتم !

بارش بی وقفه و چندین میلیمتری برف در سطح شهر این جا و سرمایی هم چون سیبری با چند درجه پایین تر از ۲۰ درجه بالای صفر به شدت من را به یاد شب های برفی در ولایتمان انداخت

علی الخصوص شب های برفی قبل از امتحان های بی خود و بی جهتی تقویتی ریاضی

که از سر شبش با شروع بارش به همراه گردالی و پیک نیک یا همان  به قول عمو خان جانتان پک نیک یا تک نیک یا  حالا هرچی ...

 دست های از شدت سرما سرخ شده ما ن را گرم می کردیم و در حیاط خانه به درست کردن غار می پرداختیم

دست آخر تا  خود صبح فرمول ریاضی بود که بر سر می کوبیدیم و سر صبحی هم برای غافلگیری مکبر محترم  وصد البته خوش صدای مسجد محله با دندان های دستی اش قبل از اذان نماز می خواندیم و کنار تلفن چنباتمه می زدیم به انتظار بوقی بقی تقی ... و خوشحالی شنیدن خبر تعطیلی و لغو امتحان

دوستان این جا بسی بر ما لطف دارند و بارش این الطاف الهی (برف )را به دلیل آمدن اهالی این خانواده ما به شهرشان می دانند و بسیار شادی ها می کنند در خیابان از همه قشر

فکر می کنم این روز ها گرفتن امتحان برای تمام اصناف اجباری شده و صد البته در تمام رده های سنی که چنین با بارش برفی عمیق همه به شادی می پردازند

به گمانم!؟...

شادی هایتان به تعداد دانه های بلورین برف نه در این جا که در ولایتمان

انتها نوشت:

اعکس بالا متعلق است به روستایی در نزدیکی و چند کیلومتری این جا که جایتان خالی با دوستان برای پیمودن ارتفاعات اطرافش به آنجا رفته بودیم و راستکی برف داشت ها

هوا هم در شهر کمی نا جوانمرانه سرد شده البته

 

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه !!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود عکس

مروس همه جا !!!

سلام

به این تصویر دقت کنید!!

بالاخره مروس هم آباد شد!!!!!


در باب وکیل الرعایا

 

 

هوالظاهروالباطن

جماعت،

اهالی مروس،

حضرات!

در بدایتِ سخن می بایست خدای راسپاس گفتن، ازبهرِ آنچه  دریومِ جمعه محقق گشت. مقدر شده بود به این که  کوردلان و بداندیشانِ  امت اسلام از حادث شدنِ آن واقعه یعنی حضورملت، نصیبی جز یأس وحرمان نبرند.آفریدگارِ واحدِقهار،مکر این ابلیسانِ پرتلبیس را به خودشان بازگردانَد،ان شاءالله.

اما بعد:

این بنده حقیرِفقیرکه دیرزمانی است درکنجی خزیده وسردرجیبِ تفکر فروبرده ام، در سپیده دمانِ روز فرخنده گزینشِ وکلای ملت، به سبب کثرتِ تأملِ درنفس به ناگاه انکشافی حاصل نمودم ازاین قرار:

اندر باب احرازِمنصبِ وکیل الرعایاییِ قوم مروس، احدی سزاوارتر از فخرِ زمان، یگانه دوران، حضرت بابالالا (حفظه الله) نبوده، نیست ونخواهد بود(عمراَ!).

فلذا ازصغیروکبیرِ(ی؟!!)این طایفه ملتمسم به دعای خیربرای آن جناب،ولعن ونفرین به عنودان وبدخواهانش الی یوم القیامه. باشد که به استعانتِ حضرت حق آن مقام رابستاند، بلکه گشایشی حاصل آیدوبختی روی بنماید تا گره از کارِفروبسته مروسیانِ مقیم در برزخِ عزوبت(خاصه خودِحضرتشان!) گشوده گردد.

زیاده عرضی نیست،

والسلام،خیرالکلام.

میرزا آقامرافه مروسی

طهران-یومِ چهار شنبه

 مطابقِ چهاردهم ربیع الثانیِ یکهزارو چارصدوسی وسه هجری قمری 

 

شب یلدا

یلدا دختر سیاه موی بلند بالا،یادگار نام وطن،میوه ی پاییز ایران و عروس زمستان،در راه است.اورا بر سفره ی مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم و ایرانی بودن را فراموش نکنیم و بدانیم:

شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان را بهار زندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان از سنت ایرانیان است

بسی مسروریم...........

dez1rd9mlm9at02xnit.jpg

هندوانه هم بسی دوست داریم....

9p175vjcic6d11c0t8h.jpg

 

امتحان هم بسی داریم ........هر شب هم شب یلدا داریم.......

وبلاگ هم داریم..........

.

.

.

..........

زمستان خوبی داشته باشید

بلاخره بابا مامانم رفتن مکه.....

با سلام و درود فراوان

فکر می کنم سرمای هوا روی وبلاگم تاثیر گذاشته....انشاا... که گرمای بخاری ها روش تاثیر بذاره و دوباره داغ داغ داغ بشه.......

این روزها همش در حال و هوای حج و حاجی ها و امانتی شون (جناب آقای علیرضا ) هستیم، اگرچه همه چی به عهده ی مامانی (خداقشنگه ) است.

راستی کاروانشون خیلی با کلاسه ها.....عکساشونو گذاشته توی وبلاگ به آدرسه:

hajjejamil.persianblog.ir

اون هفته که رفتم خونه عکسارو بردم نشون علیرضا دادم؛تا منو دید گفت:

بلاخره بابا مامانم رفتن مکه.....

 وقتی باباشو دید که کچل شده حسابی خندید و گفت:

بابا حمیدرژای کچل..........حالا مامانمم کچل شده؟...........

گفتم :نه خاله، فقط مردا کچل میشن

گفت:

فکر کنم مامانم موهاش فرفری شده!!!!!!!!!!

(حالا مکه و موی فرفری چه ربطی دارن !!!!!!!!!!فقط خودش میدونه)

گفنم:علیرضا میدونی مامان و بابات چند روز می مونن؟

گفت:

آره .........یه ماه ..........میدونی یه ماه چند روژه؟.......شی روژه.......شی روژ....

 

ایشاا... که این سفرها قسمت همه ی مروسی ها بشه

پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2

:))


پـَـَـ نــه پـَـَــــ

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

دارم با تلفن حرف میزنم. زنم میگه دوستت بود؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ  سارکوزی بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو می خواست

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا كنین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده كنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟

دفاااااااااااااااااااااااع

سلام

 

 

 

بالاخره بعد از ۳ سال، در تاریخ ۳۰/۳/۱۳۹۰ پروژه ام را دفاع کردم. هه هه.

 

 

خداحافظ

کلیپ جامه دران

سلام.

من برگشتم!!

از این به بعد سعی می کنم بیشتر به مروس سر بزنم

بالاخره وقت امتحاناته و ما هم سخت محتاج دعا!!!

فعلا علی الحساب این کلیپ رو دانلود کنید تا روحتون شاد شه!

دانلود کنید(کلیک راست کنید و گزینه save target as  رو انتخاب کنید)

تقدیم با عشق به قنجلی!!!(به خاطر قالب وبلاگ که عشقولانه است!)

اعلام خطر

طبق درخواستی که اطلاعات مروس (کمول) در نظرات پست قبلی از تشخیص مصلحت مروس (قنجلی) داشته اند باید به اطلاعتان برسانم که :

رای قطعی مجمع :

طبق بررسی های انجام شده عکس واقع در بالای قالب وبلاگ و همچنین رنگ بندی رمانتیک این قالب انگیزه جوانان مروس را برای تشکیل خانواده دو چندان کرده !!!

از اطلاعات مروس(کمول) خواهشمندیم مدیران وبلاگ(اوسا و غلملی) جهت پاسخگویی در دادگاه مروس تحت پیگرد قانونی قرار گیرند .

 

 

 

 

                        

یکی از عجايب رياضي

یکی از عجايب رياضي


13837 × your age × 73


and see what's happen


سیزده هزار و هشتصد و سی و هفت ضربدر سن شما ضربدر هفتاد و سه

13837 × سن شما × 73
امتحان كنيد ، نتيجه جالب است