سحر خانم
سحر خانم لالا کرده....
از مروسیان عزیز خواهشمندیم از طبع شاعری خود استفاده کرده و این عکس زیبای سحر خانم را توصیف نمایید...

سحر خانم لالا کرده....
از مروسیان عزیز خواهشمندیم از طبع شاعری خود استفاده کرده و این عکس زیبای سحر خانم را توصیف نمایید...

در میان مروسیان واژگان زیادی وجود دارد که در هیچ کتابی معانیشان ذکر نشده .
از لغت نامه دهخدا گرفته تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا فرهنگ عمید.
شاید به این دلیل که ((کلمات)) به تنهایی قادر به رساندن مفهوم نیستند و نوع میمیک چهره در تغییر معنی آنها تاثیر بسزایی دارد!
در این میان واژه ی ((پیرشده ی پیس )) از محبوبیت خاصی نزد مروسیان برخوردار است.
زمانی که هنگام ادای این واژه کمی به پیشانی چین بیاندازید و چشمانتان را کمی تنگ کنید و دهانتانن را قدری گشاد ، مخاطب خود را به نوعی تحقیر کرده و تنبلی وی را به صورت کاملا واضح به رخش کشیده اید!
که در این لحظه این واژه نه به معنای پیر شده است و نه پیس!! بلکه نشانه ی این مطلب است که فرد مورد نظر خرابکاری انجام داده که قابل اغماض است !
فرد مورد نظر در این لحظه با لبخندی کمرنگ پاسخ می دهد و باقی حاضران در صحنه بی رحمانه و با صدای بلند قهقه سر میدهند!
گاهی پس از ادای واژه ((پیر شده ی پیس)) صدای(( ایهیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی))
به صورت رسا و کشیده شنیده میشود که در این لحظه فرد مورد خطاب هم همراه باقی حاضران قهقهه سر میدهد.
گاهی واژه پیر شده بدون پسوند پیس گفته می شود که نشانه خوبی نیست!
در این مواقع خطای جدی از یکی از مروسیان سر زده که پسوند پیس از واژه ی پیرشده حذف گردیده و چهره ی گوینده بسیار عصبانی و وحشتنک شده است. فرد مورد خطاب معمولا فرار را بر قرار ترجیح میدهد.
هیچ منطقی در این زمان جوابگو نیست و رسیدن به صلحی پایدار بسیار بعید است ! حتی بعید تر از به نتیجه رسیدن مذاکرات ژنو !
((پیر شده )) گاهی به صورت عادی و با حالتی مخلوط از ترحم و نوع دوستی و افسوس ادا می شود که معمولا گوینده هنگام بازگو کردن خاطرات گذشته از این حالت استفاده می کند. و باقی حاضران همه با هم افسوس می خورند!
گاهی ((پیر شده)) همراه با صدای بلند و خنده ادا می شود و مخاطب آن فردی است که در جمع حضور ندارد. فرد گوینده با صدای بلند خاطره ای را تعریف کرده که نقش اول آن همان ((پیر شده )) است و باقی مروسیان با این که آن خاطره را ده ها بار شنیده اند مشتاقانه منتظر پایان خاطره میمانند و آن گاه همگی به اتفاق منفجر می شوند!!
در این لحظه در بیشتر مواقع یکی از مروسیان با خنده این واژه ی طلایی را مجددا تکرار می کند و می خندد :
پیر شده ی پیس هار هار هار هار!!
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
پ.ن:
بنده برگشتم :)
بدین وسیله از فرصت استفاده کرده و از تمامی مروسیان عذر خواهی کرده و بابت رفتگان جمع تسلیت و به جمع پیوستگان تبریک میگویم .
به خصوص به حامد و همسر گرامیشان و نرگس خاتون و همسر گرامی
شلام اینارو مامانی خدا قشنگه بافته
یااباالفضل

آقاجون بیاید تو نظرات شروع کنید بنیم !
باوامنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

اهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووییییی
تولدم مبارَ َ َ َ َ َ َ َ َ َ َ َ َ َ ک

هوووووووووووو
هوو
هوووووووووووو
هوو






با سلام بر اهالی مروس
یک سالی گذشت تا برگشتم !
بارش بی وقفه و چندین میلیمتری برف در سطح شهر این جا و سرمایی هم چون سیبری با چند درجه پایین تر از ۲۰ درجه بالای صفر به شدت من را به یاد شب های برفی در ولایتمان انداخت
علی الخصوص شب های برفی قبل از امتحان های بی خود و بی جهتی تقویتی ریاضی
که از سر شبش با شروع بارش به همراه گردالی و پیک نیک یا همان به قول عمو خان جانتان پک نیک یا تک نیک یا حالا هرچی ...
دست های از شدت سرما سرخ شده ما ن را گرم می کردیم و در حیاط خانه به درست کردن غار می پرداختیم
دست آخر تا خود صبح فرمول ریاضی بود که بر سر می کوبیدیم و سر صبحی هم برای غافلگیری مکبر محترم وصد البته خوش صدای مسجد محله با دندان های دستی اش قبل از اذان نماز می خواندیم و کنار تلفن چنباتمه می زدیم به انتظار بوقی بقی تقی ... و خوشحالی شنیدن خبر تعطیلی و لغو امتحان
دوستان این جا بسی بر ما لطف دارند و بارش این الطاف الهی (برف )را به دلیل آمدن اهالی این خانواده ما به شهرشان می دانند و بسیار شادی ها می کنند در خیابان از همه قشر
فکر می کنم این روز ها گرفتن امتحان برای تمام اصناف اجباری شده و صد البته در تمام رده های سنی که چنین با بارش برفی عمیق همه به شادی می پردازند
به گمانم!؟...
شادی هایتان به تعداد دانه های بلورین برف نه در این جا که در ولایتمان![]()
انتها نوشت:
اعکس بالا متعلق است به روستایی در نزدیکی و چند کیلومتری این جا که جایتان خالی با دوستان برای پیمودن ارتفاعات اطرافش به آنجا رفته بودیم و راستکی برف داشت ها
هوا هم در شهر کمی نا جوانمرانه سرد شده البته
به این تصویر دقت کنید!!
بالاخره مروس هم آباد شد!!!!!

هوالظاهروالباطن
جماعت،
اهالی مروس،
حضرات!
در بدایتِ سخن می بایست خدای راسپاس گفتن، ازبهرِ آنچه دریومِ جمعه محقق گشت. مقدر شده بود به این که کوردلان و بداندیشانِ امت اسلام از حادث شدنِ آن واقعه یعنی حضورملت، نصیبی جز یأس وحرمان نبرند.آفریدگارِ واحدِقهار،مکر این ابلیسانِ پرتلبیس را به خودشان بازگردانَد،ان شاءالله.
اما بعد:
این بنده حقیرِفقیرکه دیرزمانی است درکنجی خزیده وسردرجیبِ تفکر فروبرده ام، در سپیده دمانِ روز فرخنده گزینشِ وکلای ملت، به سبب کثرتِ تأملِ درنفس به ناگاه انکشافی حاصل نمودم ازاین قرار:
اندر باب احرازِمنصبِ وکیل الرعایاییِ قوم مروس، احدی سزاوارتر از فخرِ زمان، یگانه دوران، حضرت بابالالا (حفظه الله) نبوده، نیست ونخواهد بود(عمراَ!).
فلذا ازصغیروکبیرِ(ی؟!!)این طایفه ملتمسم به دعای خیربرای آن جناب،ولعن ونفرین به عنودان وبدخواهانش الی یوم القیامه. باشد که به استعانتِ حضرت حق آن مقام رابستاند، بلکه گشایشی حاصل آیدوبختی روی بنماید تا گره از کارِفروبسته مروسیانِ مقیم در برزخِ عزوبت(خاصه خودِحضرتشان!) گشوده گردد.
زیاده عرضی نیست،
والسلام،خیرالکلام.
میرزا آقامرافه مروسی
طهران-یومِ چهار شنبه
مطابقِ چهاردهم ربیع الثانیِ یکهزارو چارصدوسی وسه هجری قمری
یلدا دختر سیاه موی بلند بالا،یادگار نام وطن،میوه ی پاییز ایران و عروس زمستان،در راه است.اورا بر سفره ی مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم و ایرانی بودن را فراموش نکنیم و بدانیم:
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهار زندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان از سنت ایرانیان است
بسی مسروریم...........
هندوانه هم بسی دوست داریم....![]()
![]()
![]()
امتحان هم بسی داریم ........هر شب هم شب یلدا داریم.......![]()
![]()
![]()

وبلاگ هم داریم..........![]()
![]()
![]()
.
.
.
..........
زمستان خوبی داشته باشید![]()
![]()
![]()
با سلام و درود فراوان
فکر می کنم سرمای هوا روی وبلاگم تاثیر گذاشته....انشاا... که گرمای بخاری ها روش تاثیر بذاره و دوباره داغ داغ داغ بشه.......
این روزها همش در حال و هوای حج و حاجی ها و امانتی شون (جناب آقای علیرضا ) هستیم، اگرچه همه چی به عهده ی مامانی (خداقشنگه ) است.
راستی کاروانشون خیلی با کلاسه ها.....عکساشونو گذاشته توی وبلاگ به آدرسه:
hajjejamil.persianblog.ir
اون هفته که رفتم خونه عکسارو بردم نشون علیرضا دادم؛تا منو دید گفت:
بلاخره بابا مامانم رفتن مکه.....
وقتی باباشو دید که کچل شده حسابی خندید و گفت:
بابا حمیدرژای کچل..........حالا مامانمم کچل شده؟...........![]()
گفتم :نه خاله، فقط مردا کچل میشن
گفت:
فکر کنم مامانم موهاش فرفری شده!!!!!!!!!!![]()
(حالا مکه و موی فرفری چه ربطی دارن !!!!!!!!!!فقط خودش میدونه)
گفنم:علیرضا میدونی مامان و بابات چند روز می مونن؟
گفت:
آره .........یه ماه ..........میدونی یه ماه چند روژه؟.......شی روژه.......شی روژ....![]()
ایشاا... که این سفرها قسمت همه ی مروسی ها بشه
![]()
![]()
بالاخره بعد از ۳ سال، در تاریخ ۳۰/۳/۱۳۹۰ پروژه ام را دفاع کردم. هه هه.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداحافظ
من برگشتم!! ![]()
از این به بعد سعی می کنم بیشتر به مروس سر بزنم
بالاخره وقت امتحاناته و ما هم سخت محتاج دعا!!!
فعلا علی الحساب این کلیپ رو دانلود کنید تا روحتون شاد شه!
دانلود کنید(کلیک راست کنید و گزینه save target as رو انتخاب کنید)
تقدیم با عشق به قنجلی!!!(به خاطر قالب وبلاگ که عشقولانه است!)
رای قطعی مجمع :
طبق بررسی های انجام شده عکس واقع در بالای قالب وبلاگ و همچنین رنگ بندی رمانتیک این قالب انگیزه جوانان مروس را برای تشکیل خانواده دو چندان کرده !!!
از اطلاعات مروس(کمول) خواهشمندیم مدیران وبلاگ(اوسا و غلملی) جهت پاسخگویی در دادگاه مروس تحت پیگرد قانونی قرار گیرند .
![]()
![]()
13837 × your age × 73
and see what's happen
سیزده هزار و هشتصد و سی و هفت ضربدر سن شما ضربدر هفتاد و سه
13837 × سن شما × 73