سلام بر اهالی عزیز دانشجو و دانشجو پرور مروسی

روزتون مبارک به شدت

یک شعر از یک بنده خدا به چشمم خورد که دیدم خالی از لطف و بی مناسبت

 نیست بنابر این گفتم برای شما هم بگذارمش امیدوارم خوشتون بیاد

که  یک دستکاری در اشعار سپهریه

با تقدیم احترام

 

اهل دانشگاهم / روزگارم خوش نیست


ژتونی دارم من / خرده پولی در جیب / سر سوزن هوشی


دوستانی بهتر از شمر و یزید /


و اتاقی که همین نزدیکی است پشت آن کوه بلند


اهل دانشگاهم / پیشه ام گپ زدن است / گاهگاهی می نویسم تکلیف / می سپارم


به شما تا بدین نمره بیست / که در آن زندانی است / دلتان تازه شود


چه خیالی چه خیالی / خوب می دانم دانشم کم عمق است


اهل دانشگاهم / عشق از پنجره ها می گیرم / همه ذرات مخ من / متبلور شده است


درسهایم را وقتی من می خوانم / که خروس / می کشد خمیازه / مرغ و ماهی خوابند


خوب یادم هست / مدرسه باغ آزادی بود / درسها را آن روز / حفظ می کردم در خواب


امتحان چیزی بود / مثل آب خوردن / خوب یادم هست / درس / بی رنجش می خواندم


نمره / بی خواهش می آوردم / تا معلم پارازیت می انداخت / همه غش می کردند


 / درس خواندن آن روز / مثل یک بازی بود


 در دانشگاه / من کلاسی دیدم / یک عدد صندلی خالی داشت / من کسی را دیدم


که از داشتن یک نمره ده / پشت دانشکده پشتک می زد/ اتوبوسی دیدم / کسی از روزنه


 پنجره می گفت کمک سفر سبز چمن تا کوکو / بارش اشک پس از نمره تک / جنگ آموزش


 با دانشجو /جنگ دانشحویان سر ته دیگ غذا / حمله درس به مخ / حذف یک درس به



  فرماندهی رایانه/ اهل دانشگاهم / نیستم دانشجو / کارت من گم شده است / من به

  مشروط شدن نزدیکم /من در این دانشگاه / در سراشیب کسالت هستم


خوب می دانم / اتوبوس کی می آید / خوب می دانم / برگه حذف کجاست


هر کجا هستم / باشم / تریا نقلیه دانشکده / از آن من است


رختها را بکنیم / پس ورزش بدویم / توپ در یک قدمی است/ و بدانیم اگر سلف نبود /


 همگی می مردیم /و بدانیم اگر نقلیه یک روز / نمی آمد / همگی می ماندیم / و بدانیم


  اگر جزوه استاد نبودهمه می افتادیم /و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم / و نپرسیم که

  در قیمه چرا گوشت نبود /و اگر بود چرا یخ زده بود


بد نگوییم به استاد اگر / نمره تک آوردیم


کار ما نیست / شناسایی مسئول غذا / کار ما شاید این باشد


که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته !... شناور باشیم

 

 

متن :