توصیه می کنم بخونید.
بخشی از متن کتاب:
مثلا علی پروین که محبوبترین ستارهی مردمی فوتبالِ ایرانی است، در تیمی که روبهروی تیمی سلطنتی میایستد، بایستی لقبی پیدا کند که دههها بعد بر سرِ زبانها بیافتد: “سلطان”… کنایهای روشن از اوضاعِ تاجیها…
پس هم او بایستی پنهانی در دههی پنجاه، با تیمش به قم برود و با تیمِ جوانانِ حوزهی علمیه بازی کند. خودش درونِ دروازه بایستد و فاصلهای معقول داشته باشد با دفاعِ تیمِ مقابل که در آن سیداحمدِ خمینی بک وسط بازی میکند و علیاکبرِ محتشمی بک چپ! و راستی در دههی شصت، همین علی پروین از آشنایی قدیمی با حاج احمد آقا استفاده میکند و از امام استفتاء میکند بازی باشگاهی را در میانهی جنگِ جوانان در جبههها و پاسخِ هوشمندانهی امام را میگیرد به این مضمون که جبههی شما همان زمین است و نشاطی که شما به مردمِ پشتِ جبهه میدهید، اجر جنگِ رزمندهگان را دارد…
و همین علی پروین است که مجبور میشود به دلیلِ خاستگاهِ مردمیش با شادیها و رنجهای مردمانش همراه شود، جوری که با فتوای نهایی امام برای دفاعِ سراسری –به نقلِ از داوودِ امیریانِ نویسنده- خود را با بی.ام.دبلیوی آخرین مدلش میرساند به دوکوهه، کنارِ بچههای جنگ…
حالا همین علی پروین، عاقبت بعد از سه دهه از گذشتِ انقلابِ اسلامی میفهمد دولت بازی را در دست گرفته است. نه پرسپولیسی مانده است و نه تاجی. و از همه بیشتر خودِ او و امثالِ او در این میان بازی خوردهاند. شاید برای یک تاجی قدیمی اتصالِ به دولت چندان امرِ عجیبی نباشد، اما برای کسی مثلِ علی پروین روشن است که چنین اتصالاتی، چه افتضاحاتی به بار خواهد آورد.
علی پروین به خوبی و با عمقِ جان متوجه شعرِ امیری اسفندقه، از زاویهای دیگر میشود. میفهمد که حالا دیگر بایستی بلند فریاد کشید:
- کدام استقلال، کدام پیروزی؟!
****************************************
| نويسنده : | رضا اميرخاني |
|
گروه سنی : انتشارات: |
بزرگسال افق |
| نوبت چاپ : | ۱ |
| تاريخ چاپ : | ۱۳۸۹ |
| تعداد صفحات : | ۲۳۲ صفحه |
| قطع : | رقعي |
| نوع جلد : | شوميز |
| شماره شابك : |
۸-۵۵۳-۳۶۹-۹۶۴-۹۷۸ |
| قيمت : | ۴۵۰۰ تومان |
مدیران: اوسا جواد و غلملی