چه خرامان می آیی آقای همین روزهای من.

چه خرامان...چه دیر!

زمستان گرمی است وقتی،

متل های عدالت خوب تو دهان به دهان می شود.

چه عدالت شیرینی داری!

چه هُرم لطیفی.

این شعر پاره ها بسوزند اگر دروغ بگویند؛ بی تو دیگر خورشید هم نمیخواهیم!

کدام نورِ بی تو؟

کدام نمازِ بی تو؟

دیگر کدام واژه ی بی تو؟

 ***

با امروز،

 بیست و شش سال و دو ماه و بیست و هفت روز است که پلکم میپرد.

 

نیمه شعبان

م.ج. الف

۴/مرداد/۱۳۸۹