سرم تو کار تو منگ است

سوابقت همه ننگ است

سوراخ های دماغت

چو لوله های تفنگ است

حکایت تو و چشمه

حکایت سر و سنگ است

نگو که دست تو کج نیست

نگو که پای تو لنگ است

میان گربه ی ایران

زمین چشمه پلنگ است

این لقمه قد گپت نیست (بر وزن لپ)

بزرگی اش چو نهنگ است

تو ادعای دروغی

مکوب ،آب تو هونگ است (در زبان روستایمان واژه ی هاون)

نشسته ای وندیدی

وکیل ما چه زرنگ است؟ (مشی عرفان )

تو ضایعی و می بینی

که شیرجه ات تو شلنگ است

برو بترس ز فردا

که باختنت چه قشنگ است....