در باب وکیل الرعایا
هوالظاهروالباطن
جماعت،
اهالی مروس،
حضرات!
در بدایتِ سخن می بایست خدای راسپاس گفتن، ازبهرِ آنچه دریومِ جمعه محقق گشت. مقدر شده بود به این که کوردلان و بداندیشانِ امت اسلام از حادث شدنِ آن واقعه یعنی حضورملت، نصیبی جز یأس وحرمان نبرند.آفریدگارِ واحدِقهار،مکر این ابلیسانِ پرتلبیس را به خودشان بازگردانَد،ان شاءالله.
اما بعد:
این بنده حقیرِفقیرکه دیرزمانی است درکنجی خزیده وسردرجیبِ تفکر فروبرده ام، در سپیده دمانِ روز فرخنده گزینشِ وکلای ملت، به سبب کثرتِ تأملِ درنفس به ناگاه انکشافی حاصل نمودم ازاین قرار:
اندر باب احرازِمنصبِ وکیل الرعایاییِ قوم مروس، احدی سزاوارتر از فخرِ زمان، یگانه دوران، حضرت بابالالا (حفظه الله) نبوده، نیست ونخواهد بود(عمراَ!).
فلذا ازصغیروکبیرِ(ی؟!!)این طایفه ملتمسم به دعای خیربرای آن جناب،ولعن ونفرین به عنودان وبدخواهانش الی یوم القیامه. باشد که به استعانتِ حضرت حق آن مقام رابستاند، بلکه گشایشی حاصل آیدوبختی روی بنماید تا گره از کارِفروبسته مروسیانِ مقیم در برزخِ عزوبت(خاصه خودِحضرتشان!) گشوده گردد.
زیاده عرضی نیست،
والسلام،خیرالکلام.
میرزا آقامرافه مروسی
طهران-یومِ چهار شنبه
مطابقِ چهاردهم ربیع الثانیِ یکهزارو چارصدوسی وسه هجری قمری
مدیران: اوسا جواد و غلملی