فرهنگ مضامین-1
همواره زبان ها و گویش های بشری علاوه بر ساختار نحوی و معانی کلامی، دارای مضامین، ایهام ها و استعارات متعددی نیز بوده اند. در این میان مشکل اساسی در تبیین این موضوع، تبدیل زبان مبدأ به مقصد بوده و محققان و مترجمان زیادی در این راه کوشیده اند. ما نیز به سهم خود، از آنچه داریم (یعنی گویش ها و استعاراتی که با آنها زندگی کرده ایم) به مثابه یک خرده فرهنگ ، استفاده کرده و معانی و مضامین را شرح میدهیم. شما نیز یارا باشید.
پی نوشت: اکثر واژه ها خود ساخته بوده و یا به مرور زمان دچار "دیگر معنی" شده اند. این بخش ها شامل کلمات، آواها و تلمیحات نیز میگردد. لازم به تذکر است این بخش انحصارا در اختیار مولف بوده و هر گونه بهره برداری و استفاده نابجا و تقلید جرم محسوب شده و پی گرد قانونی دارد.
1-خِرااااااوِش کِردی= عموما با حالت رعب و فریاد بیان شده و در زمانی استفاده می گردد که فرزند یا نتوانسته کاری که به او محول شده انجام دهد یا ناقص انجام داده است.
2-حالا چطوووو کنیم= هنگامی که تمام راه حل ها به بن بست رسیده و هیچ کس راه حل جدیدی ارائه نمی دهد.
3-بِل بچا بیان=هنگامی که شخص حال و یا مال انجام کار را ندارد، از این جمله استفاده می کند- بهانه-از سر خود باز کردن (ر.ج. مهین)
4-هییییییّیّیّی=بسیار مشدد است و زمانی استفاده می شود که لج صاحب سخن در آمده و بسیار عصبانی است. گاهی خود را با این شبه کلمه صاحب حق نیز جلوه می دهد. (ر.ج.عامو نومدار)
مدیران: اوسا جواد و غلملی