با سلام بر اهالی مروس

یک سالی گذشت تا برگشتم !

بارش بی وقفه و چندین میلیمتری برف در سطح شهر این جا و سرمایی هم چون سیبری با چند درجه پایین تر از ۲۰ درجه بالای صفر به شدت من را به یاد شب های برفی در ولایتمان انداخت

علی الخصوص شب های برفی قبل از امتحان های بی خود و بی جهتی تقویتی ریاضی

که از سر شبش با شروع بارش به همراه گردالی و پیک نیک یا همان  به قول عمو خان جانتان پک نیک یا تک نیک یا  حالا هرچی ...

 دست های از شدت سرما سرخ شده ما ن را گرم می کردیم و در حیاط خانه به درست کردن غار می پرداختیم

دست آخر تا  خود صبح فرمول ریاضی بود که بر سر می کوبیدیم و سر صبحی هم برای غافلگیری مکبر محترم  وصد البته خوش صدای مسجد محله با دندان های دستی اش قبل از اذان نماز می خواندیم و کنار تلفن چنباتمه می زدیم به انتظار بوقی بقی تقی ... و خوشحالی شنیدن خبر تعطیلی و لغو امتحان

دوستان این جا بسی بر ما لطف دارند و بارش این الطاف الهی (برف )را به دلیل آمدن اهالی این خانواده ما به شهرشان می دانند و بسیار شادی ها می کنند در خیابان از همه قشر

فکر می کنم این روز ها گرفتن امتحان برای تمام اصناف اجباری شده و صد البته در تمام رده های سنی که چنین با بارش برفی عمیق همه به شادی می پردازند

به گمانم!؟...

شادی هایتان به تعداد دانه های بلورین برف نه در این جا که در ولایتمان

انتها نوشت:

اعکس بالا متعلق است به روستایی در نزدیکی و چند کیلومتری این جا که جایتان خالی با دوستان برای پیمودن ارتفاعات اطرافش به آنجا رفته بودیم و راستکی برف داشت ها

هوا هم در شهر کمی نا جوانمرانه سرد شده البته