با تشکر از مشی عرفان به خاطر مطلب ارسالی شان. من هم از ایشان درخواست می کنم به خاطر رفاقت دیرینه شان به همای جان (الهی فداش!) بگوید این ترانه را که سابقا توسط عناصر معلوم الحال اجرا می شده یکبار دیگر اجرا کنند.

 

وقتی که از تو دورم

یک ساله هر یه روزم

شمع هُرسون میشم، آروم آروم میسوزم

صَفر میگه: شب تا سحر یادش نکن دوباره

بهش میگم: صد هکتاره! گنجی میخواش هنوووزم.

گلهای مَروَس رو زِ قلبم نچین!

شعله عشق و توی چشمام ببین!

ببین که از بیکاری

دارم آب میشم آسون

توی دستای گنجی

منم برف زمستون

به من نخند عزیزم....پشیمونم پشیموووون.

وقتی که از تو دورم....

 

و همین طور الی آخر....

 

عیدتان موارکا با

مدیریت محترم (!)ستاد استهلال زمین های جو دامون