تیچیدیم
تابستان نیامده رفت و ما غیر از امتحانات و حاشیه انتخابات و تشنگی و گرسنگی و کتاب و دفتر و منگنه هیچ چیز نفهمیدیم. الحمدالله دوباره اول مهر رسید و خاندان تیچید!!!
غلملی که رفت پیش کاکوها.
مشی گردالی هم قبول شده به گرگان پس جا داره بگم آووووووووووو تی برار...تی بالا پسر.![]()
قنجلی رفت کاشون (من برم کاشون!!!
)
خاتون و جودی هم رفتند اراک.![]()
ما و آقا مرافه هم اگر خدا بخواهد کلا برویم تهران برای یک سال.![]()
راستی کمول هم میره شاهین شهر. عرفان مونده که اون هم میره بالاخره. غزل هم که باید بره رشت و جا داره دوباره بگم آآوووووووووووووو ![]()
به هر صورت فکر کنم تا مدت مدیدی این وب ملغا بشه. ![]()
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 0:31 توسط اوستا
|
مدیران: اوسا جواد و غلملی