(دریا با موج هایش زنده است و مسافر با رفتنش

رده هیچ موجی بر ساحل نمی ماند و خاطره هیچ مسافری در راه

که ذهن ساحل مشوش است و حافظه راه در مسیر فراموشی

و قفس که بهانه ایست برای نپریدن و ادامه راه بهانه نرسیدن

چمدان ها را ببند و پرنده ها را رها کن و پرواز را هم

فقط به خاطر داشته باش مسافر رفتنی است)

از وقتی اومدم هنوز درست و حسابی داخل اتاقم مستقر نشدم

وسایلم هنوز جمع و جور نیست لا به لای نوشته ها و شعر ها

پیداش کردم نمی دونم اثر کیه ولی با حال و هوای من بد جوری میخونه

گفتم شاید خالی از لطف نباشه باقی بچه های این خانواده هم بخوننش

امیدوارم خوشتون بیاد