ما که رندیم و گدا، دیر مغان ما را بس
سلام
اول اینکه نبودم به خاطر اسباب کشی و کارجویی و غیره و ذالک. پس عذر تقصیر اما :
بنده همان به که ز تقصیر خوش/عذر به درگاه خدای آورد
اینجا مرکز تهران است. هر چی بخواید اینجا هست. از عرق خورهای لوطی و باحال لاله زار که همین خیابون بغل ماست، تا پنجره فولادی حضرت عباس که همین سر کوچمونه و تا صبح سحر چراغش روشنه. خدمت همه مروسی ها عرض شود که اینجا کار فت و فراوونه. کارکن کم گیر میاد.
دیگر اینکه ملالی نیست جز دوری و دیری، باقی همه آرزوست به جان رفقا.
یاحق![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 13:37 توسط اوستا
|
مدیران: اوسا جواد و غلملی