زان شهر دلنوازم، شکریست با شکایت!
از این تهران روزگاران قدیم که بگذریم، این روزگاران جدید هم برای خودش حکایتی دارد. به قول مش رحمت خودمان، گفتنی اینکه این روزها هوای تهران هم سر ساعت می گیرد، هم سر ساعت می بارد. انگار اینجا همه چیز سر ساعت است. بلا نصبت شما مثل یاروی بچه که سر یک وضعیت خاص آبروی پدر و مادر را جلوی جمع میبرد. یک ندا هم نمی دهد که بعله، ما هم داریم!
از احوالات تهران اینکه لامصب بد هوایی دارد این روزها. ته گلوی آدم را مثل دود قلیان خوانسار میزند. آدم را نشئه کرده و به لقاء الله پیوند میزند. آنوقت شاعر بیراه نگفته که:
"همی گویند و گفته اند بارها/ چرا تهران پر شده از معتادها!"
دیگر اینکه ملالی نیست جز دوری و دیری. باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۸۸ ساعت 18:3 توسط اوستا
|
مدیران: اوسا جواد و غلملی