یا لیتنا کنا معک....

اه....

از ان ساعتی

که با تن چاک چاک

نهادی

ای تشنه لب

صورت خود را به خاک........

حسينعلي منتظري در سن 87 سالگي در گذشت

 

 

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، حسينعلي منتظري شب گذشته در منزلش دار فاني را وداع گفت. يوسف صانعي و ابراهيم اميني در منزل منتظري حضور يافته و درگذشت او را تسليت گفتند.
حسينعلى منتظرى در سال 1301 خورشيدى (1340 هجرى قمرى -‏ ‏1922 ميلادى) در شهر نجف آباد در 24 كيلومترى غرب اصفهان به دنيا آمد و در سال 1320 براي ادامه تحصيل از اصفهان عازم قم شد. وي شب گذشته در سن 87 سالگي در قم از دنيا رفت.
حسينعلي منتظري كه قبل از پيروزي انقلاب سوابقي انقلابي در مبارزات به رهبري امام خميني(ره) داشت، پس از انقلاب به توصيه هاي حضرت امام كه خواستار پاك كردن دفتر نامبرده از عناصر ناسالم بود، گوش نكرد و در نهايت بعد از ارتحال امام اجازه داد نيروهاي مخالف امام راحل خاطراتي را براي او تنظيم كنند. در اين خاطرات نسبت هاي ناروايي به امام وارد شد. دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران پاسخي براي آيت الله منتظري تهيه كرد، ولي دولت خاتمي اجازه انتشار اين خاطرات را نداد ولي اين پاسخ در نهايت با مجوز موسسه نشر آثار امام منتشر شد.
وي اوايل انقلاب به قائم مقامي رهبري امام انتخاب شد اما به دليل اتخاذ مواضعي عليه نظام اسلامي در تاريخ 06/01/68 توسط حضرت امام خميني(ره) از قائم مقامي رهبري عزل شد.

خانه ما

این هم عکس خانه ما در بلاد طهران. پیشنهاد می کنم هر کس عکس خانه اش را در وبلاگ بگذارد. ما دارای یک عدد ماشین لباسشویی هستیم که خیلی دوستش داریم. ضمن اینکه یک عدد میز ناهارخوری هم به جمع ما اضافه شده که آن هم دوست داریم. به غیر از مبل دیگر نمیدانیم چه چیزی باید اضافه کنیم!

 

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

 

پیشاپیش فرا رسیدن ماه محرم را به شما تسلیت می گویم

یک شعر برای مادرم

قالی مادر

 

مادرم یک قالی      توی اشپزخانه

دارکرده امروز     طرح کبک ولانه

                     ***

هر رجی از قالی     نقشی از یک باغ است

زیر فرش مادر       دو گوزن چاق است

                     ***

با صدای کرکیت       با صفای مادر

کبک قالیمان خواند    از قناری بهتر

                    ***

میتوان در ان دید       پاکی و لطف وصفا

از گره با هر پود       باید اموخت وفا

                    ***

کاش قلب انسان       مثل طرح قالی

با تپش با هر رج          میشد از غم خالی

                    ***

شعر از :ف.الف

 

سقز سبز اربیت  !!!

دو بیتی معروف شاعری گرا نقدر


قنجلی خان دلیر و مرد عاقل       مشو از سقز اربیت تو غافل


              آدامس سبز اربیت سی تنفس      اجازه نیده تو بفتی به ...س ...س !!!

من از جهانی دگرم

من از جهانی دگرم

ساقی از این عا لم واهی رهایم کن

 

نمی خواهم در این عالم بمانم 

بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن

 

تو را اینجا به صدها رنگ می جویند

تو را با حیله و نیرنگ می جویند

تو را با نیزه ها در جنگ می جویند

بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن

 

تو جان  می بخشی  و اینجا  به  فتوای  تو

میگیرند جان از ما

نمی دانم کی ام من  نمی دانم کی ام من

 آدمم  روحم خدایم یا که شیطانم

تو با خود آشنایم کن تو با خود آشنایم کن

بیا از این  تن آلوده و غمگین جدایم  کن

 

اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست

پس ای  مردم خدا اینجاست 

خدا در قلب انسانهاست

به خود آ تا که در یابی خدا در خویشتن پیداست

 

عرفان از دست این عالم پر پرواز خود بگشود

و در خورشید و آتش سوخت

خداوندا بسوزانم  عرفانم کن

بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن

 

بر قدیم وجدید مبارک!

روز دانشجو بر دانشجویان مروسی دهه ۷۰:

علیرضا وغزل

دهه ۸۰:

اقا مرافه.اوسا.جودی.گردالی.قنجلی.غلملی.خاتون .کمول

و در نهایت دهه نود:

عرفان

                                   مبارک باد!

برو بچه های دانشجوی مروسی روزتون مبارک

 

سلام بر اهالی عزیز دانشجو و دانشجو پرور مروسی

روزتون مبارک به شدت

یک شعر از یک بنده خدا به چشمم خورد که دیدم خالی از لطف و بی مناسبت

 نیست بنابر این گفتم برای شما هم بگذارمش امیدوارم خوشتون بیاد

که  یک دستکاری در اشعار سپهریه

با تقدیم احترام

 

اهل دانشگاهم / روزگارم خوش نیست


ژتونی دارم من / خرده پولی در جیب / سر سوزن هوشی


دوستانی بهتر از شمر و یزید /


و اتاقی که همین نزدیکی است پشت آن کوه بلند


اهل دانشگاهم / پیشه ام گپ زدن است / گاهگاهی می نویسم تکلیف / می سپارم


به شما تا بدین نمره بیست / که در آن زندانی است / دلتان تازه شود


چه خیالی چه خیالی / خوب می دانم دانشم کم عمق است


اهل دانشگاهم / عشق از پنجره ها می گیرم / همه ذرات مخ من / متبلور شده است


درسهایم را وقتی من می خوانم / که خروس / می کشد خمیازه / مرغ و ماهی خوابند


خوب یادم هست / مدرسه باغ آزادی بود / درسها را آن روز / حفظ می کردم در خواب


امتحان چیزی بود / مثل آب خوردن / خوب یادم هست / درس / بی رنجش می خواندم


نمره / بی خواهش می آوردم / تا معلم پارازیت می انداخت / همه غش می کردند


 / درس خواندن آن روز / مثل یک بازی بود


 در دانشگاه / من کلاسی دیدم / یک عدد صندلی خالی داشت / من کسی را دیدم


که از داشتن یک نمره ده / پشت دانشکده پشتک می زد/ اتوبوسی دیدم / کسی از روزنه


 پنجره می گفت کمک سفر سبز چمن تا کوکو / بارش اشک پس از نمره تک / جنگ آموزش


 با دانشجو /جنگ دانشحویان سر ته دیگ غذا / حمله درس به مخ / حذف یک درس به



  فرماندهی رایانه/ اهل دانشگاهم / نیستم دانشجو / کارت من گم شده است / من به

  مشروط شدن نزدیکم /من در این دانشگاه / در سراشیب کسالت هستم


خوب می دانم / اتوبوس کی می آید / خوب می دانم / برگه حذف کجاست


هر کجا هستم / باشم / تریا نقلیه دانشکده / از آن من است


رختها را بکنیم / پس ورزش بدویم / توپ در یک قدمی است/ و بدانیم اگر سلف نبود /


 همگی می مردیم /و بدانیم اگر نقلیه یک روز / نمی آمد / همگی می ماندیم / و بدانیم


  اگر جزوه استاد نبودهمه می افتادیم /و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم / و نپرسیم که

  در قیمه چرا گوشت نبود /و اگر بود چرا یخ زده بود


بد نگوییم به استاد اگر / نمره تک آوردیم


کار ما نیست / شناسایی مسئول غذا / کار ما شاید این باشد


که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته !... شناور باشیم

 

 

متن :

یه عکس خیلی باحال

سلام

مه الا اومایمه حونمون ور دام. یه عکسی هشتمه برید سیل کنید خیلی قشنگه.

سی دانلود اینجنه کلیک بکید.

هام د هولتون.

برای امیر رهامی که پسر دختر خاله ام باشد.

چقدر به جهانت خوش آمدی    

امیر!

کودکِ مبارز!

واژگان برای توصیف تو صف کشیده اند.

شاعران یک به یک،

کاسه ای از ستاره و جی جی صِله آورده اند.

تازه،

قاقا  لی لی هم هست.

چقدر فردوسی دوستت دارد،

شاعرت شده و

 ماه را برای تو نشان کرده.

چقدر به جهان ما خوش آمدی.

تمام شاعران هرشب،

شادمانی آمدنت را،

آذینی از ستاره به آسمان،

ریسمان می کنند.

هر شب، به افتخار حضور تو،

غرور ماه می شکند.

 

شعر از: م.ج.الف

عروسی مروسی

دیدیم دلمون خیلی عروسی میخواد.....  (البته نه از نوع تالار وبا موسیقیهای گوش خراش بلکه از نوع مروسی !ازاین بچه های دم بخت مروسی(مخصوصا عرفان) هم بخاری بلند نمیشه .گشتیم ویه عروسی  باحال جستیم.شماهم بفرمایید!                                                                                                                                              !

اهاییییییییییییی گیلیلیلیلیلیلی شواشه هووووووووووووووو!!!!

لقوم اسب عروس      ها ودس شا دوما!

روله قلم پاشه نشکنی!

برارزا شامیرزا ام خو اینجنه!!!!!!!!!!

بزنید ساز ودهل           ماه نو ز در اوما!

سیت بیااااااااااااارم باری گندم باری حنااااااااااااااا....

ماشاا.... ماشاا........            ماشاا........

ماشاا....سرچوپی.....         ماشاا.....

ماشاا... داشاا......              ماشاا......

سوارانه خبر کنید.........با تفنگ برنوشون..........

تلی اسفند کنید وتش         بپاشید وسر راشون!

اینم عکس یادگاری اخر عروسی.....(ماشاا.....   پاچه!)

      همیشه و عاروسی.....

ایشاا... نصیب خودت رووووووووووووووووووله!

 

عید اومده

پیشاپیش عید غدیرخم بر همه خانواده (بخصوص مادر و پدر عزیزتر از جانم که خیلی دلم برایشان تنگ شده ) و کلیه ی سید و سادات مبارک باد.

اینجانب منتظر شما عزیزان هستم. اگه تونستید برای تفریح ، این چند روز رو تشریف بیارید در خدمت باشیم

 

تقدیم به این خانواده ی هنر دوست

آخرین شعر مولانا در حین وفات

 

رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن

ترك من خراب شبگرد مبتلا كن

ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن

از من گريز تا تو هم در بلا نيفتی

بگزين ره سلامت ترك ره بلا كن

ماييم و آب ديده در كنج غم خزيده

بر آب ديده ما صد جاي آسيا كن

خيره كشي است ما را دارد دلي چو خارا

بكشد كسش نگويد تدبير خونبها كن

برشا خوبرويان واجب وفا نباشد

اي زرد روي عاشق تو صبر كن وفا كن

درديست غير مردن كانرا دوا نباشد

پس من چگونه گويم كين درد رادواكن

در خواب دوش پيري در كوي عشق ديدم

با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن

گر ا‍‍ژدهاست بر ره عشق است چون زمرد

از برق اين زمرد هين دفع اژدها كن

بانگ دریا

سینه باید گشاده چون دریا

تا کند نغمه ای چو دریا ساز

نفسی طاقت ازموده چو موج

که رود صدره و براید باز

تن طوفان کش شکیبنده

که نفرساید از نشیب وفراز

بانگ دریادلان چنین خیزد

کار هر سینه نیست این اواز.....         

شعر:هوشنگ ابتهاج(سایه)

 

برف اومد

گوله گوله داره برف میاد

شب ِ هو دوو بیروو دوو دودو

از آسمون برف میاد

شب ِ هو دوو بیروو دودو

یار میاد ...

خاک وَچووک

جاتون خالی اینجا داره برف میاد

خووووووووووووووووو

سسسسسسسسسسسسسسفت

 

روز نیروی دریایی مبارک

 

این روز عزیز بر همه ی دلاور مردان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران مبارک. به خصوص به عزیزانی که در قسمت مهندسی هستند. در یکی از شهرهای شمالی هم به سر میبرند! فرزند دلبندشان هم ثانیه ای یک بار آهویی دارم خوشگله را می خواند! و این آهوی لامصبی هی فرار هم می کند از دستش و خواننده ی عزیز تر از جانمان نمی داند که چه کار کند و هی شکوائیه اش را نزد خدای خود میبرد.

(هیییییع چرا اینقدر طول و تفصیلش میدی؟! آقا جواد روزت مبارک. تمام.)

از طرف بروبچه های مروسی

خاتون عزیز ایشالا هزار ساله شی

مناسبت ها...

آقا جان آقا...

با سلام و درود ودو صد بدرود خدمت همه ی مروسی های باحال ....

روز عرفه و عید قربان و روز نیروی دریایی و ازهمه مهمتر تولد خودم مباااارک.

پس به مناسبت این همه مناسبت (تکرار در این جا جایز است)....

دست و هوووووررااااا.......

من و داداشم چون خیلی وقت بود همو ندیده بودیم به مناسبت تولد من با هم یه عکس یادگاری انداختیم:

صعود

 

مسیر هر قدر صعب

                 صعود را ادامه بده

شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد

پشت سر می گذاریم همه مایه های دلتنگی را و رو می کنیم به آن وسعت بی واژه که همواره ما را می خواند

و قدم در مسیر پیمودن کوه می نهیم

و این جاست که همه زیبائی ها یک جا با هم جمع اند

پ.ن:امروز خدا رو از روی قله بسیار زیبا، فنی و خشن لجور شکر کردیم و با بچه های تیم کوهنوردی دانشگاه گلگشتی در طبیعت زدیم جای همه مروسی ها خالی دعای عرفه ما از روی کوه بود

عیدتون مبارک